
خوش به حال من و دریا و غروب و خورشید
و چه بی ذوق جهانی که مرا با تو ندید
رشته ای جنس همان رشته که بر گردن توست
چه سر وقت مرا هم به سر وعده کشید
به کف و ماسه که نایاب ترین مرجان ها
تپش تب زده نبض مرا می فهمید
آسمان روشنی اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشید که خود را به دل من بخشید
ما به اندازه هم سهم ز دریا بردیم
هیچکس مثل تو و من به تفاهم نرسید
خواستی شعر بخوانم دهنم شیرین شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشید
من که حتی پی پژواک خودم می گردم
(محمدعلی بهمنی)

تو را گم میکنم هر روز و پیدا میکنم هر شب
بدینسان خوابها را با تو زیبا میکنم هر شب
چنان دستم تهی گردیده از گرمای دست تو
که این یخ کرده را از بیکسی، ها میکنم هر شب
دلم فریاد میخواهد ولی در انزوای خویش
چه بی آزار با دیوار نجوا میکنم هر شب
کجا دنبال مفهومی برای عشق میگردی ؟
(محمدعلي بهمني)

بخوان ما را، منم پروردگارت، خالقت از ذره ای ناچیز
صدایم کن، آموزگار قادر خود را ،قلم را علم را، من هدیه ات کردم
بخوان ما را، منم معشوق زیبایت، منم نزدیکتر از تو به تو
اینک صدایم کن، رها کن غیر ما را، سوی ما بازآ
منم پروردگار پاک بی همتا، منم زیبا، که زیبا بنده ام را دوست میدارم
ادامه...
وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا
و (دایم در شب و روز) نام خدا را یاد کن و
به کلی از غیر او علاقه ببُر و تنها به او بپرداز
سوره مزمل، آيه 8

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَكَّىٰ
رستگار آن كس كه خود را پاك گردانيد
سوره اعلي، آيه 14
دير زمانيست كه باراني ام

ای عشق، امید، آرزوها خسته نشوید در دل من
(نيما يوشيج)

تو دل یه مزرعه
یه کلاغ رو سیاه
هوایی شده بره
پابوس امام رضا
اما هی فکر می کنه
اونجا جای کفتراست
آخه من کجا برم
یه کلاغ که رو سیاه ست
من که توی سیاهیا
از همه رو سیاه ترم
میون اون کبوترا
با چه رویی بپرم
توی همین فکرا بودش
کلاغ عاشق مون
یه دلش می گفت برو
یه دلش می گفت بمون
که یهو صدایی گفت
تو نترس و راهی شو
به سیاهی فکر نکن
تو یه زائری برو

آنکه تا پایان باران میماند،
پاداشش رنگین کمان است.

معبود من
من آنم که بدي کردم
من آنم که گناه کردم
من آنم که غفلت کردم
من آنم که پيمان بستم و شکستم
...
اکنون بازگشتهام
پس تو درگذر و ببخش اي خداي من!
(بخشی از دعای امام حسین (ع) در روز عرفه)
ترجمه دکتر علی شریعتی

چترها را باید بست.
زیر باران باید رفت.
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد.
عشق را، زیر باران باید جست.
...
کار ما شاید این است
كه پی آواز حقیقت بدویم.
صدای پای آب - سهراب سپهری

ای مالک: اگر شب هنگام، کسی را در حال گناه دیدی،
فردا او را با آن چشم نگاه مکن.
شاید سحرگاه توبه کرده باشد و تو ندانی..

پس مرا ياد كنيد [تا] شما را ياد كنم و
شكرانه ام را به جاى آريد و با من ناسپاسى نكنيد.

آدمهاي ساده را دوست دارم،
همانهايي كه بدي هيچكس را باور ندارند،
همانهايي كه براي همهكس لبخند دارند،
همانهايي كه بوي ناب آدم ميدهند
و من باور دارم كه تو از همانهايي
روزهاست
غصه ی دل
خواب در چشم تَرَم
می شکند

در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود
از گوشه ای برون آ ای کوکب هدایت

هركس به خدا توكل كند،
دشواري ها براي او آسان مي شود و
اسباب انجام كارش فراهم مي گردد.
امام علي (ع)
آرام باش، تفكّر كن، توكّل كن
سپس آستينهايت را بالا بزن
آنگاه دستان خداوند را خواهي ديد كه زودتر از تو دست به كار شده است.
امام علي (ع)

در طلب رضای خدا راه صبر پیش میگیرند و نماز به پا میدارند و
از آنچه نصیبشان کردیم پنهان و آشکار انفاق میکنند و
در عوض بدی های مردم، نیکی میکنند،
اینان (همان كساني) هستند که عاقبت، منزلگاه نیکو یابند.
سوره رعد آيه 22


